ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

3

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

هم به دنبال اوست ، يكى غافل وبىخبر است در حالي كه خدا از أو غافل نيست ، وبدين گونه باقيمانده روزگار به دنبال گذشته سپرى مىشود . هان بهوش باشيد ، در آن هنگام كه به كارهاى زشت مىشتابيد نابود كننده لذّتها ، وبرهم زننده شهوتها ، وقطع كننده اميدها وآرزوها را به ياد آوريد ، وبراي اداى حقوق واجب الهى وسپاس نعمتهاى بىكران أو از خداوند يارى بجوييد . » [ شرح ] ( 19187 - 19095 ) أمير مؤمنان ( ع ) در گفتار خود كه فرموده است : نحمده . . . تا في الأبدان ، حمد وسپاس را به آنچه در گذشته واقع شده تخصيص داده است ، زيرا سپاس بر نعمت پس از حصول آن انجام مىگردد ، واستعانت را به آنچه پس از اين روى مىدهد اختصاص داده است بدين سبب كه يارى خواستن نسبت به كارى است كه در آينده انجام مىشود ، سپس از خداوند در خواست سلامت در دين را كرده همچنان كه سلامت در بدن را تقاضا فرموده است زيرا در حقيقت بيماريهايى كه دين بدانها دچار مىشود بسيار سخت‌تر از بيماريهايى است كه بدن بدانها گرفتار مىگردد ، از باديه نشينى پرسش شد چه چيز تو را رنجور ساخته است ؟ پاسخ داد : گناهانم ، سؤال شد : چه ميل دارى ؟ گفت : بهشت را ، به أو گفته شد : آيا مىخواهى پزشكى براي مداواى تو بياوريم ، پاسخ داد : مرا پزشك بيمار كرده است ، نقل شده كه عصره ( عنتره خ ) « 1 » زن پارساى بصرى از مردى شنيد كه مىگويد : كورى براي انساني كه پيش از اين بينا بوده چه قدر سخت ودشوار است ، عصره گفت : اى بنده خدا ! تو بيمارى گناه را فراموش كرده‌اى واندوه بيمارى تن را دارى ؟ بىگمان كوردلى وفراموشى از خدا ، از اين كورى ظاهري سخت‌تر ودشوارتر است ، بارى سلامت از كوردلى بسته به عنايات الهى است كه دل را از آفات گناه مصون بدارد ، وبه گناهكاران توفيق توبه وبازگشت مرحمت

--> ( 1 ) عفيره دختر وليد ، شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ، جلد 7 ص 81 . ( مترجم ) .